شنبه 9/11/89
حاتمی کیا: خدا پدر «فارسیوان» را بیامرزد!/ برای همه فیلمهایم تکه
پنج شنبه 18/9/89
سینمای ایران در عصر کنونی
سینما در ایران قبل از کشورهای منطقه همزمان با آغاز پروسه مدرنیسم متولد شده و مورد توجه قرار گرفت. اساسا هنر قبل از تولد فرزند هفتم آن در ایران سابقه و جایگاه تاریخی والایی داشت.
سینمای ایران در حال حاضراز دو جایگاه مهم دچار بحران شدید قرار گرفته است . ? .بحران شدید مخاطب ? .بحران مدیریت
امروزه با وجود رسانه های تصویری مختلف ومتنوع از قبیل شبکه های تلویزیونی و ماهواره و و لوح های فشرده که با مانیتورهای رنگارنگ و در ابعاد و اندازههای مختلف که به مدد پیشرفت تکنولوژی برتر بصری از کیفیت تصویری بالایی و حتی بهتر از پرده سینما برخوردارند، میل رفتن به سینما کمتر شده است.
مخاطب وقتی با کیفیت نامطلوب سینمای های موجود از صندلی های چوبی شکسته تا وضعیت تاسف بار پخش صدا و تصویر گرفته روبرو می شود ترجیح میدهد براحتی در منزل خود نشسته و فیلم تماشا کند تا اینکه مشکلا ت شلوغی و ترافیک و مهمتر از همه هزینه بلیت سینما را به جان بخرند! اجرا نشدن قانون کپیرایت درایران و قاچاق فیلمهای روی پرده نیز در سالهای اخیر به این مساله اضافه شده و وضعیت خراب اقتصاد سینمای ایران را با تهدید جدی مواجه کرده است.
تصویر غلط از سینما نزد برخی مدیران سینمایی موجب شده تا افسار سیاستگذاری سینمایی به جای فرهنگ در دستان سیاست بیفتد و در نتیجه، هویت فرهنگی سینما در پس بازیهای سیاسی مخدوش شود. عدم حمایتهای مالی از سینماگران، کمبود وضعیت نامناسب سینماهای کشور ، سیاستگذاری های غلط و مقطعی بخشی از عملکرد این مدیریت در سالهای اخیر است که نتیجه آن اوضاع ورشکسته و بحرانزده کنونی سینماست.)
با کنار هم قرار دادن مواردی از قبیل ضعف فیلمنامهنویسی، ضعف کارگردانی، سطح بازیگری، برخورد سیاسی با سینما و بسیاری دیگر از عوامل درونی سینما متوجه می شویم که چرا سینمای ایران در سطح قاره آسیا رتبه آخر را به خود اختصاص داده است .
یک فیلم خوب زمانی می تواند مورد توجه مخاطب قرار بگیرد که موضوع بکر ، فیلمنامه قوی وسیقل داده شده، کارگردانی عالی (البته به مدد امکانات موجود وتکنولوژی های پیشرفته )، بازی حرفه و قابل فهم و بیان واقعیت های موجود در جامعه و...باشد .
وقتی یک فیلم ساخته می شود و اساس و پایه آن گیشه است نه بیان یک تفکر، که به مدد بازیگران زیبا و... هدفی جزء فروش بیشتر ندارد .آیا این فیلم نیاز به یک موضوع جدید و بکر دارد ... نه آیا فیلم نامه می خواهد ...نه .. چهار کلمه عاشقاقه ردو بدل شود کافی است ...آیا گارگردانی قوی می خواهد ... ابراز احساسات عاشقانه دختر وپسر که هوش و حواس بیننده را از سر ببرد نیاز به تفکر و کارگردانی ندارد. .... این چنین می شود که وقتی وارد سالن سینما می شوی با بهت و حیرت اطراف خود را می نگری تا شاید بیننده ای را بیابی ...مخاطبان ?? درصد سینما های ما امروزه از چند قشر مختلف از جمله سربازانی که مرخصی ساعتی گرفته اند تا اندکی در شهر به تفریح بپردازند، نامزدهایی که دنبال مکانی خلوت می گردند تا چهار کلمه عشقولانه با هم بگویند، و ... را تشکیل می دهند به یاد جمله معروفی از شهید آوینی افتادم که می گوید ( فیلم اگر جاذبه نداشته باشد فیلم نیست )
و اما مدیران سینمایی ایران در حالی وضعیت مناسبی برای این سینما در سطح بین?الملل قائل هستند که آمار و ارقام وضعیتی کاملاً متفاوت با این اظهارات را نشان می?دهد.
دوشنبه 15/9/89
پیکر استاد محمود قبه زرین در تبریز تشییع شد

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی،"علی داننده" مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در این آئین گفت: استاد قبه زرین تنها سهم و نقش استانی در هنر نداشته و شخصیت و تاثیرگذاری وی در سطح ملی بوده و این موضوع به عنوان یک موضوع مهم قابل توجه است.
وی افزود: استاد، صادقانه در راه تعالی هنر تلاش کرده و شایسته بزرگداشت است.
براین اساس، وی از فراخوان نمایشنامه نویسی در موضوعات مختلف با هدف شناسائی و تربیت نیروی انسانی مجرب با نام استاد "قبه زرین" خبر داد و گفت: با این فراخوان ضمن زنده نگه داشتن یاد و خاطره استاد، بستر مناسبی برای شناسائی و بروز استعدادهای فیلمنامه نویسی در منطقه مهیا می شود.
"علی نواداد" مدیرکل صدا و سیمای آذربایجان شرقی، ضمن آرزوی غفران و مغفرت به هنرمند برجسته استان، در این آئین گفت: هنر جزء جدایی ناپذیر زندگی انسان بوده و ذهن خلاق هنرمند جذابیت و زیبایی حیات را افزایش می دهد.
وی افزود: دوست داشتن، مهرورزی، اهل تظاهر نبودن، غم روزگارهای خوش آینده را خوردن، خستگی را نشناختن از صفات برجسته استاد قبه زرین بود که وی را ممتاز کرده است.
در این آئین هنرمندان و بازیگران مطرح کشور "داود رشیدی"، "جهانگیر الماسی"، "آستانه" مدیرکل دفتر هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد، مدیرکل صدا و سیمای آذربایجان شرقی و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به همراه جمع کثیری از هنرمندان و اصحاب فرهنگ منطقه شرکت داشتند.
وی همچنین عضو انجمن صنفی گویندگان جوان تهران و از بنیانگذاران گروه نمایش رادیو تبریز بود.
وی در نمایشنامههایی نظیر «پهلوان اکبر میمیرد» نوشته "بهرام بیضایی"، «بهترین بابای دنیا» نوشته "غلامحسین ساعدی"، «تراژدی رستم و سهراب» نوشته" محمود قبهزرین"، «یاغیها» نوشته "خسرو حکیمرابط "، "چوب به دستهای ورزیل" و … حضور داشته است.
وی همچنین در سال ?? در فیلم «بانوی من» به کارگردانی "یدالله صمدی" و در سال ??در فیلم «شهر زیبا» به کارگردانی "اصغر فرهادی" و «مارمولک» به کارگردانی "کمال تبریزی" نقشآفرینی کرد.
این دوبلور در سریال «اغما» به زبان آذری و همچنین در قسمت اول انیمیشن «شرک» نیز در نقش حاکم (پدرفیونا) گویندگی کرده است
یکشنبه 16/8/89
مهران مدیری سری دوز باهوشی است!
مهران مدیری سری دوز باهوشی است!
روز نامه رسالت در یادداشتی به تحلیل و نقد وبررسی سریال قهوه تلخ پرداخته است. رسالت نوشت: سرانجام ماجراهای مربوط به سازندگان مجموعه " قهوه تلخ" به پایان رسید و این سریال از شبکه نمایش خانگی سردر آورد مهران مدیری این مجموعه را از سال گذشته با هدف پخش از شبکه سوم سیما مقابل دوربین برد، اما اتفاق هایی باعث گردید که این تفاهم حاصل نشود و اثر تازه او به شبکه خانگی راه پیدا کرد. در اینکه چرا این توافق حاصل نشد گمانه زنیهای بسیاری صورت گرفت که در حوصله این مقال نمیگنجد.
بااین همه پس از تماشای چند قسمت این مجموعه میتوان متوجه تفاوتهایی در کارهای تلویزیونی این کارگردان با اثر جدید شد. ضمنا بسته بندی این مجموعه بسیار شیک تر از دیگر مجموعههایی است که در بازار نمایش خانگی عرضه میگردد. ضمن آنکه گستره توزیع آن از پایتخت تا دورترین نقاط کشوررا با امکانات تبلیغاتی متعدد ( بیلبورد، تبلیغ مطبوعاتی ، تبلیغ اتوبوسی ومترویی و...) فرا گرفته است. و اما به نظر میرسد که کارگردانی این چند قسمت علیرغم همه انتظارات، موفقیتی نداشته است ( با توجه به عدم حضور مهران مدیری به عنوان بازیگر در این قسمتها) . موفقترین کار این هنرمند خلاق را اگر کارگردانی و بازی در مجموعه " پاورچین" بدانیم، در آنجا هم قسمت های نخست مجموعه ،خسته کننده و ملال آور بود. در 3 قسمتی که سریال با محوریت شخصیت سیامک انصاری به عنوان یک محقق تاریخی پیش رفت آنچه بیش از همه خود را به رخ میکشید فقدان ایدههای جذاب برای جذب مخاطب بود. |

